حكيم قاينى
22
رسائل عرفانى وفلسفى حكيم قاينى
به شهوت أو را باز ندارد و از توجه به سوى غضب و همچنين توجه نمودن به افعال و اعمال بعضى از قوى و آلات بدنى أو را مانع نيايد از آن افعال و اعمال كه به ذات خويشتن دارد . پس چندانكه قوه و قدرت و توانايى نفس بيشتر باشد منفعل شدن أو از مخادمات كمتر خواهد بود و قواى متخيله را در افعال كه نفس به ذات خويشتن دارد مجال تغيير و تبديل نخواهد بود . و نفس بر افعال و اعمال هر دو جانب تواناتر خواهد بود ، و به ضبط هر دو جانب قادرتر . و هنگامى كه به ضبط بدن باز پرداخته بود از عالم عقل استفاضهء فيض و استفادهء علوم خواهد نمود . و متوجه شدن أو به جانب آن گيتى كه جايگاه مقدسان است أو را باز نخواهد داشت از ضبط بدن . و ضبط بدن أو را مانع نخواهد آمد از رجوع به عالم عقل . و اگر آنكه نفس سست و ناتوان باشد لا محاله از نگاه داشتن مدركات أو را عجز لازم آيد و از موجودات به أمثال و محاكيات ايشان مستقل شود ، و بر ضبط عالم عقلي كه جزوى از عالم اكبر « 1 » است و بدن كه جزوى از عالم اصغر « 2 » است قادر نباشد . و چندانكه قوهء نفس افزونتر باشد اين معنى أو را بيشتر حاصل خواهد آمد . و چندانكه قوه كمتر بود از اين معنى بىنصيبتر خواهد بود . و اگر آنكه نفس مردم مرتاض باشد و طمع از لذات حقيرهء دنياوى برگرفته بود و ميل أو به سوى عالم عقل بود « 3 » ، قدرت نفس بر حذر نمود از آنچه مضاد باشد مر رياضت را ، و احتراز از آن موانع و علايق أقوى و أكمل خواهد بود ، و تصرف أو در آنچه ملايم و مناسب بوده باشد مر اين رياضت را زيادتتر ، و اقبال به سوى آنچه أو را بدين أمور نزديك سازد بيشتر . و اين است معنى گفتار حكما كه النّفس القدسيّة لا يشغلها شأن عن شأن . و چون نفس را شواغل و موانع حسيه كمتر شود و به أمور جسمانيه أو را رغبت و التفات اندك افتد أو را آن فرصت حاصل آيد كه به عالم غيب - كه شرح آن پيشتر رفت - متصل گردد ، و از شغل خيال فراغت
--> ( 1 ) - في الأصل : كبرى . ( 2 ) - في الأصل : صغرى . ( 3 ) - ح : باشد .